همه آنهایی که دوستشان داشتیم و داریم رفتند
یادداشت ناصر ملکمطیعی به مناسبت درگذشت ایرج قادری / همه آنهایی که دوستشان داشتیم و داریم رفتند
ناصر ملکمطیعی بازیگر سینما که سابقه همکاری با مرحوم ایرج قادری را داشت و آخرین بار در فیلم «برزخیها» با او همکاری کرد، به مناسبت درگذشت این بازیگر و کارگردان یادداشتی منتشر کرد که در ادامه میخوانید.
«مظلومانه و غمانگیز. ماندهایم که چه کنیم و درددلهای کهنه را به کجا ببریم. هرچند صباحی رفیقی نازنین از گنبد مینای زندگی پرواز میکند و ما را چشم به راه آسمان بهتزده و حیران تنها میگذارد. افسوس که نهپای رفتن داریم و نه توان ایستادن. طبیعت سرنوشت با افسونگری تمام عصایی به دستمان داده، لنگلنگان قدمی برمیداریم و در کوره راه زندگی دربهدر و سرگردان. به هرحال شریک و سهیم این مصیبت بزرگ هستیم و شرمنده که ماندهایم. کمکم تنهای تنها شدهایم و همه آنهایی که دوستشان داشتیم و داریم رفتند و هزار خاطره و یادبود برای ما باقی گذاشتند.
ما ماندهایم تا ادای احترام کنیم و جوابگوی مهر و صفای مردم خوب وطنمان باشیم. رفیق و همکار عزیز ما مثل دیگر دوستان مظلومانه و غمانگیز رفت. مردی که در کارش بسیار موفق بود. بازیگر و کارگردانی که به کارش عشق میورزید. کوشش و جدیت و تلاش سالهای نوجوانی و جوانی و فرو رفتن در قالبهای مختلف و نقشهای فراوان او را ساخته و پرداخته کرده بود. شانس و موقعیت در این پیروزیها نقشی نداشت و همه و همه حاصل زحمات خستگیناپذیرش بود که متأسفانه پایان ناخوشایندی داشت.
درگذشت او برای مردمی که عاشقانه دوستش داشتند بسیار غمانگیز و تأسفبار بود برای همکاران و یاران قدیمی او فاجعهای بسیار دردناک.
خداحافظ رفیق
روحش شاد یادش تا ابد گرامی
نگران نباش،
بــزرگ شده ام...
دیگر آنقدر کــوچک نیستـم که در دلتنگی هایم گم شوم...!
آمـوختــه ام،
که این فاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش "زندگی ست"
... آمــوختــه ام،
که دیگــر دلم برای "نبــودنـت" تنگ نشــــود.
راستی،
دروغ گفتن را نیز، خوب یاد گرفتـه ام...!
"حال مـــن خوب اســت" ... خوبِ خوب ...
.........
بی آب دو هفته .......
بی هوا ، چند دقیقه ..............
اما بی " وجـــدان " متاسفانه خـــــــــــــیلی
هدیه مرجان بانو به لیلی بانو
ای چشمه ایمان من
گمان میکردی که شوم یک روز عزیز و دردانه تو ؟
عاشق شوی و من شوم دیوانه تو ؟
یا نه اصلا گمان میکردی با رفتنت پیر شوم؟
خوب است بدانی که میدانم با رفتم فاجعه ای دلگیر میشود
دستت را بگذار بر پیشانی تب دار عشق بانو
نفس های شب را همراه با نفس های من بشمار
وصال رسیدن نزدیک ...
و فراق جدایی دور ... بانو
شقایق ها را دانه دانه در کوچه باغ تو میچینم
تا که ابرها ببارند در کوچه باغ تو و بر غزل هایت بوسه زنند
به سنجاقک ها بگویم دانه دانه دور غزل هایت برقصند
و خورشید دامن طلایی اش را بر نقش چشم های تو پهن کند
تا چشمان عسلت را ببندی بانو
و پلک های من در شوق چشمانت موج بزند
و تو لب باز کنی و بگویی : بهار در راه است
و من بگویم : بهار سال هاست که در راه است
و اما از تو شرم میکند ... لیلی بانو
خیانت یا عدالت
هم منء هم او
خيانت ميكردي يا عدالتت بود؟!!؟
سيگار پشت سیگار
خميازه های کش دار ، سيگار پشت سیگار
شب گوشه ای به ناچار ، سيگار پشت سیگار

این روح خسته هر شب ، جان کندنش غريزیست
لعنت به اين خودآزار ، سيگارپشت سیگار
پای چپ جهان را ، با ارّه ای بريدن
چپ پاچه های شلوار ، سيگار پشت سیگار
در انجماد يک تخت ، این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار ، سيگار پشت سیگار
بر سنگفرش کوچه ، خوابیده بی سرانجام
این مرده کفن خوار ، سيگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم ، بی سرنشین کبودند
مردی تکيده بیزار ، سيگار پشت سیگار
تصعید لاله گوش، با جيغهای رنگی
شک و شروع انکار ، سيگار پشت سیگار
مُردم از اين رهائی ، در کوچه های بن بست
انگارها نه انگار ، سيگار پشت سیگار
این پنچ پنجه امشب ، هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گيتار ، سيگار پشت سیگار
ماسیده شد تماشا ، بر میله میله پولاد
در يک تنور نمدار ، سيگار پشت سیگار
صد لنز بی ترحم ، در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار ، سيگار پشت سیگار
در لابلای هر متن ، این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار ، سيگار پشت سیگار
اسطوره های خائن ، در لابلای تاریخ
خوابند عين کفتار ، سيگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه ، قاب تو بود و انکار
کوبيدمش به ديوار ، سيگار پشت سیگار
مبهوت رد ِدودم، این شکوه ها قديميست
تسليم اصل تکرار ، سيگار پشت سیگار
کانسرو شعر سیگار ، تاریخ انقضاء خورد
سه ، یک ، مُميز ِ چهار ، سيگارپشت سیگار
ته مانده های سیگار ، در استکانی از چای
هاجند و واج انگار ، سيگارپشت سیگار
خودکار من قدیمیست ، گاهی نمی نويسد
یک مارک بی خریدار، سيگار پشت سیگار
آرون رمسی،

آرون رمسی، هافبک بیست و دو ساله آرسنالی ها باز هم قربانی گرفت. به گزارش اوج نیوز، ویتینی هاستون، خواننده سرشناس آمریکایی، جدیدترین سلبریتی است که بلافاصله بعد از گلزنی رمسی دار فانی را وداع می گوید! به همین مناسبت نگاهی داریم به مهم ترین و مرگبارترین رویدادهای روزشمار زندگی این بازیکن. آرون رمزی در تاریخ 26/12/1990 متولد شد. در روز تولدش، اتحاد جماهیر شوروی تجزیه شد. در 13امین سالگرد تولدش، زلزله ی 6.6 ریشتری شهر بم را با خاک یکسان کرد. در 14امین سالگرد تولدش، سونامی اقیانوش هند هزاران کشته برجای گذاشت. در16امین سالگرد تولدش، تایوان لرزید. در 18امین سالگرد تولدش، زلزله ای در شهر یونان چین رخ داد. گلزنی های او در فصل جاری نیز بیش از همه سر و صدا راه انداخته است. پس از گلزنی به یونایتد (2/5/2011)، اسامه بن لادن کشته شد. پس از گلزنی به تاتنهام(5/10/2011)، استیو جابز فوت کرد. پس از گلزنی به مارسی(20/10/2011)، معمرقذافی کشته شد. پس از گلزنی به ساندرلند(12/2/2012)، ویتینی هاستون فوت کرد.




